العلامة الحلي ( مترجم : حسيني شهرستانى )
8
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى )
و يكى بمعنى سقوطست يعنى افتادن و فرود آمدن قول تعالى « فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها » يعنى چون پهلوهاى شتران بر زمين افتد از آن بخوريد . و در اصطلاح فقها واجب چيزيرا گويند كه تارك آن مستحق ملامت و مذمت باشد در بعض وجوه . مترجم گويد چيزى كه متعلق وجوب مىشود گاهى بسبب اختلاف اشخاص يا اماكن يا ازمان از وجوب ميافتد مانند نجات دادن كسى كه در آب افتاده و نزديك غرق شدن رسيده است كه عقل و شرع حكم ميكنند بوجوب آن ولى گاهست كه كسى شنا كردن را نميداند و چنين كس اگر خواسته باشد غريق را نجات دهد خود هلاك شود پس در حق او واجب نباشد و همچنين آنشخصيكه در شرف غرقشدن است اگر كافر حربى باشد واجب نيست نجات دادن او پس نجات دادن غريق در بعضى از وجوه واجب باشد و آن در صورتيستكه غريق صاحب نفس محترمه باشد و نجاتدهنده شناورى بداند و مانعى در ميانه نباشد و مانند روزهء رمضان كه واجبست بر هر مكلف حاضرى كه مريض نباشد و نحو اينها . شارح گويد و واجب بر دو قسم است يكى واجب عينى است و آن واجبى را گويند كه ساقط نشود از بعضى بسبب وقوع آن از ديگرى . و دوم واجب كفائيست كه بر خلاف واجب عينى است . مترجم گويد : واجب كفائى واجبى را گويند كه چون از كسى واقع شد از ديگرى ساقط شود مانند تجهيز ميت از غسل و كفن و نماز و دفن و امثال آن و بالجمله هر فعلى كه غرض وجود آن فعل باشد در خارج و خصوص مكلف معينى منظور نباشد آن را واجب كفائى گويند . شارح گويد : و معرفت صانع از قسم اولست يعنى واجب عينى است